سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

آشنایی
سجاد سیفی

کوله بار غزلم بسته سفر خواهم کرد
دل به دریای دلت داده گذر خواهم کرد
ابر غم آمد و بر سطح دلم باریدم
بر دل سنگ خودم خورده اثر خواهم کرد
صحبت عشق زیاد است ولی فرصت کم
حرف دل را به تو گفته مختصر خواهم کرد
راه من از طرف شهر شقایق افتاد
گونه ی سرخ شقایق تر تر خواهم کرد
سینه ی من صدفی وسعت چشمت آبی است
خون دل می خورم این اشک گوهر خواهم کرد
گاه در طول سفر جاده پر از سنگ شب
با قدم های تو این راه سحر خواهم کرد .

پیام های کوتاه
  • ۲۴ بهمن ۹۲ , ۰۰:۰۶
    محبت
آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

چشای بی خواب

جمعه, ۱۳ دی ۱۳۹۲، ۰۸:۲۷ ب.ظ

باور کنی یا نکنی دوس دارم آفتابی بشم     

شب بیام و به چشم تو روشن و مهتابی بشم
شب که میشه چشای من دنبال روشنای توست         

چشای من دور نگات یه کرم شب تابی بشم

از توی اون تنگ دلم جس بزنم توی دلت                     

تو اون دل دریای تو ماهی بی تابی بشم  

آروم آروم قد بکشم برم تا اوج آسمون                      

از چشات آروم ببارم یه دریای آبی بشم

دستای من تو دست تو جاده چقد رفتنیه               

شب رو تا صُب راه برم و چشای بی خوابی بشم

فروردین 88

  • سجاد سیفی

تنگ

جاده

دوس

شعر محاوره

صب

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی