سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

آشنایی
سجاد سیفی

کوله بار غزلم بسته سفر خواهم کرد
دل به دریای دلت داده گذر خواهم کرد
ابر غم آمد و بر سطح دلم باریدم
بر دل سنگ خودم خورده اثر خواهم کرد
صحبت عشق زیاد است ولی فرصت کم
حرف دل را به تو گفته مختصر خواهم کرد
راه من از طرف شهر شقایق افتاد
گونه ی سرخ شقایق تر تر خواهم کرد
سینه ی من صدفی وسعت چشمت آبی است
خون دل می خورم این اشک گوهر خواهم کرد
گاه در طول سفر جاده پر از سنگ شب
با قدم های تو این راه سحر خواهم کرد .

پیام های کوتاه
  • ۲۴ بهمن ۹۲ , ۰۰:۰۶
    محبت
آخرین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

 

شاعر! تو را زین خیل بی دردان، کسی نشناخت

تو مُشکِلی و هرگزت آسان، کسی نشناخت



کُنج خرابت را بسی تَسخر زدند امّا

گنج تو را، ای خانه ی ویران کسی نشناخت


 
جسم ِتو را، تشریح کردند از برای هم

امّا تو را ای روح ِسرگردان ! کسی نشناخت



آری تو را، ای گریه ی پوشیده در خنده !

وآرامش آبستن توفان ! کسی نشناخت



زین عشق ورزان نسیم و گلشنت، نَشگفت

کای گردباد بی سر و سامان ! کسی نشناخت

 
وز دوستداران بزرگ کفر و دینت نیز

ای خود تو هم یزدان و هم شیطان، کسی نشناخت

 
گفتند : این دون است و آن والا، تو را، امّا

ای لحظه ی دیدار جسم و جان ! کسی نشناخت

 
با حُکم مَرگت روی سینه، سال های ِسال

آن جا، تو را در گوشه ی یُمگان، کسی نشناخت

 
فریاد « نای »ت را و بانگ ِشکوه هایت را،

ای طالع و نام تو نا هم خوان ! کسی نشناخت

 
بی شک تو را در روز ِقتل عام نیشابور

با آن دریده سینه ی عرفان، کسی نشناخت

 
با جوهر ِشعر ِتو، چون نام تو برّنده !

ذات تو را ای جوهر برّان، کسی نشناخت

 
روزی که می خواندی: مخور می محتسب تیز است !

لحن و نوایت را در آن سامان، کسی نشناخت

 
وقتی که می کندند از تن پوستت را نیز

بی شک تو را زان پوستین پوشان، کسی نشناخت
 

چون می شدی مخنوق از آن مستان، تو را ای تو

خاتون شعر و بانوی ایمان ! کسی نشناخت
 

آن دم که گفتی، باز گرد ای عید ! از زندان

خشم و خروشت را، در آن زندان، کسی نشناخت

 
چون راز ِدل با غار می گفتی تو را، هم نیز،

ای شهریار ِشهر سنگستان، کسی نشناخت

 
حتّی تو را در پیش روی جوخه ی اعدام

جز صبحگاه ِخونی میدان، کسی نشناخت


 
هرکس رسید از عشق ورزیدن به انسان گفت

امّا تو را، ای عاشق انسان ! کسی نشناخت .

 

 

نظرات  (۱)

  • سید حسین حدادی
  • با سلام
    از آشنایی با دوست خوش بیانی چون شما شادمانم
    پاسخ:
    سلام و من هم از آشنایی با شما دوست گرامی و مهربانم خرسندم
    با آرزوی موفق برای شما در کلیه فعالیت ها تون

    ارسال نظر

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی