سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

آشنایی
سجاد سیفی

کوله بار غزلم بسته سفر خواهم کرد
دل به دریای دلت داده گذر خواهم کرد
ابر غم آمد و بر سطح دلم باریدم
بر دل سنگ خودم خورده اثر خواهم کرد
صحبت عشق زیاد است ولی فرصت کم
حرف دل را به تو گفته مختصر خواهم کرد
راه من از طرف شهر شقایق افتاد
گونه ی سرخ شقایق تر تر خواهم کرد
سینه ی من صدفی وسعت چشمت آبی است
خون دل می خورم این اشک گوهر خواهم کرد
گاه در طول سفر جاده پر از سنگ شب
با قدم های تو این راه سحر خواهم کرد .

پیام های کوتاه
  • ۲۴ بهمن ۹۲ , ۰۰:۰۶
    محبت
آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

تک قامت یار

شنبه, ۱۳ مهر ۱۳۹۲، ۱۰:۱۳ ب.ظ

تک بیت

الف او در میان یار و ما او را ندیدیم

به دنبال صدای واج های لام و می میم

 

همیشه زرد نگاهم به آبی نظرت هست

بیا که ساقه ی خاکی همیشه سبز بماند

 

 

دست به دامن توام  زبان الکنم تهی

آیه ی صبح صادقی تا به طلوع پگاه تو

 

یار چو بگذری ز دل بلبل بی ترانه را

گوش خراش نای من ساز کمانچه می کنی

 

درمان دلم یارم، داروی دلم وصلش

زخم دل این دل را اغیار برنجاند

 

  • سجاد سیفی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی