سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

آشنایی
سجاد سیفی

کوله بار غزلم بسته سفر خواهم کرد
دل به دریای دلت داده گذر خواهم کرد
ابر غم آمد و بر سطح دلم باریدم
بر دل سنگ خودم خورده اثر خواهم کرد
صحبت عشق زیاد است ولی فرصت کم
حرف دل را به تو گفته مختصر خواهم کرد
راه من از طرف شهر شقایق افتاد
گونه ی سرخ شقایق تر تر خواهم کرد
سینه ی من صدفی وسعت چشمت آبی است
خون دل می خورم این اشک گوهر خواهم کرد
گاه در طول سفر جاده پر از سنگ شب
با قدم های تو این راه سحر خواهم کرد .

پیام های کوتاه
  • ۲۴ بهمن ۹۲ , ۰۰:۰۶
    محبت
آخرین مطالب
محبوب ترین مطالب
آخرین نظرات
نویسندگان

تار دلنواز

پنجشنبه, ۲۸ دی ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ب.ظ

وقتی که او نوازد، تا تار دل نوازی

خرم کند کویرم با نغمه ی حجازی

آنان که با منند و هر دم ولی جدایند

با من بگو سخن ها آینه ی مجازی

در سردی هوایم آتش زده حضورش

این هست آتشی که باید در آن گدازی

من در هوای پاکش دم- بازدم کشیدم

من بی هوا بمیرم ای قلب بی هوازی!!!

ساعت به وقت چشمش از نیمه هم گذشته

در خواب کودکانه مائیم گرم بازی

فجر است تا طلوعش جز اندکی نمانده

امید وصل دارم با یاد او نمازی

در سجده گاه عشقش مهری تو را نباشد

من خاک کوی یارم با من اگر بسازی

صبح است و آفتاب چشمان تو غزل شد

سجاد خوانده چشمت دیگر نمانده رازی

 

آذر ماه 96

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی