سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

سجاد سیفی

تَب نوشته های وِب

آشنایی
سجاد سیفی

کوله بار غزلم بسته سفر خواهم کرد
دل به دریای دلت داده گذر خواهم کرد
ابر غم آمد و بر سطح دلم باریدم
بر دل سنگ خودم خورده اثر خواهم کرد
صحبت عشق زیاد است ولی فرصت کم
حرف دل را به تو گفته مختصر خواهم کرد
راه من از طرف شهر شقایق افتاد
گونه ی سرخ شقایق تر تر خواهم کرد
سینه ی من صدفی وسعت چشمت آبی است
خون دل می خورم این اشک گوهر خواهم کرد
گاه در طول سفر جاده پر از سنگ شب
با قدم های تو این راه سحر خواهم کرد .

پیام های کوتاه
  • ۲۴ بهمن ۹۲ , ۰۰:۰۶
    محبت
آخرین مطالب
مطالب پربحث‌تر
آخرین نظرات
نویسندگان

۲ مطلب در ارديبهشت ۱۳۹۴ ثبت شده است

"کتاب ها با 50 درصد تخفیف  به فروش می رسد"

یکی گفت : چه کتاب فروش با انصافی،

نمی دانست،

از کسادی بازار می خواهد به ساندویچ فروشی تغییر شغل بدهد!!!

خیابان شلوغ بود؛

ترافیک،

همه بوق می زدند

ولی من، نه !

یکی گفت: چه انسان با فرهنگی است

نمی دانست،

بوق من خراب است .